وضعیت نگران‌کننده اعتیاد در ایلام / گفتگوی شرق با خلیل کمربیگی

  • گرايش به مواد مخدر در استان ايلام بسيار نگران‌كننده است. گرايش جوانان جوان‌ترين استان كشور به موادمخدر و جولان موادفروشان در سطح اين استان باعث نگراني خانواده‌هاي ايلامي شده، چرا كه خليل كمربيگي محقق و جامعه‌شناس معتقد است اعتياد به سمت جواني يورش برده و بيشترين قشري را كه تحت تاثير خود قرار داده جوانان هستند و تا زماني كه دولت اشتغال پايدار، رفع فقر، فساد و تبعيض را ريشه‌كن نكند نمي‌توان آسيب‌هاي اجتماعي را كاهش داد.
  • ‌وضعيت اعتياد به موادمخدر در ايلام را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟ 
    مساله اعتياد در ايلام، حلقه‌اي است از كلاف سردرگم، به‌هم‌ريخته و نامتعادل جامعه ايلام. در زمينه اعتياد، اولا نمي‌توان به جمعيت معتادان پي برد و به آمار واقعي در اين زمينه دست يافت و فكر هم نمي‌كنم كسي پيدا شود و بداند دقيقا جمعيت معتادان چقدر است. در ثاني، آمارهاي خاصي هم كه در زمينه‌ دستگير‌شدگان وجود دارد يا افرادي كه خود شخصا به مراكز خود معرف مراجعه كرده‌اند انتشار نيافته است بنابراين به طور قطع نمي‌توان فهميد كه در چه وضعيتي قرار داريم. اما يك‌سري نشانه‌ها وجود دارد؛ به عنوان مثال ميزان كشفيات پليس، يا متلاشي كردن باندهاي مواد مخدر، ميزان مراجعه‌ معتادان به مراكز مشاوره خصوصي يا روان‌پزشكان، مشاهدات عيني يا گفته‌هاي برخي از مسوولان درگير در مساله اعتياد كه معتقدند اعتياد به مواد مخدر مهم‌ترين و بارزترين آسيب اجتماعي در ايلام است. از روي اين نشانه‌ها مي‌توان فهميد كه وضعيت در زمينه گرايش و مصرف مواد مخدر در ايلام بسيار نگران‌كننده است. 
    ‌يعني وضعيت در اعتياد، بدتر از خودكشي است؟ 
    گفتم، ما در زمينه اعتياد، متاسفانه آمار موثق و مورد اطميناني در دست نداريم كه بدانيم از خودكشي در ايلام، وخيم‌تر است يا خير. آمارهاي مربوط به دستگيرشدگان يا افراد خود معرف هم كه انتشار نيافته است كه بتوانيم قضاوت صحيحي در اين زمينه داشته باشيم. اما بر پايه همان شواهد و نشانه‌هايي كه عرض كردم و عدم ارايه آمارها، مجبوريم به همان جمله آن مقام مسوول در استان استناد كنيم كه اعتياد مهم‌ترين آسيب اجتماعي استان است. يعني حتي مي‌توان وضعيت اعتياد را وخيم‌تر از مساله خودكشي دانست كه آوازه آن در كل كشور پيچيده است. 
    ‌اصلا در اين زمينه پژوهشي صورت گرفته است؟ 
    متاسفانه در ايلام تعداد پژوهش‌هايي كه در زمينه اعتياد صورت گرفته بنابر جديدترين داده‌هاي يك فراتحليل انجام‌گرفته كمتر از انگشتان دو دست است. اغلب اين تحقيقات هم براي دستگاه‌هاي دولتي صورت گرفته است يعني ما كمتر كاري در سطح كارشناسي ارشد و دكترا به عنوان پايان‌نامه يا انجام تحقيقات مستقل داريم كه به موضوع اعتياد پرداخته‌ باشند. 
    ‌با وجود اينكه اعتياد شايع‌ترين و مهم‌ترين آسيب اجتماعي است چرا در اين زمينه پژوهش‌هاي مستقل يا دانشجويي صورت نگرفته است؟ 
    شايد بتوان اولين و اساسي‌ترين دليل را عدم همكاري دستگاه‌هاي مسوول در زمينه دادن اطلاعات و آمار دانست. هر فردي به صورت مستقل اگر بخواهد در اين زمينه پژوهش يا تحليلي انجام دهد چنان در پيچ و خم مقررات نظام اداري گم مي‌شود كه فكر مي‌كند ورود به اين عرصه براي او مشكل و همراه با هزينه‌هاي فراوان است و عطاي آن را به لقايش مي‌بخشد. شايد بتوان گفت خلاصه تحقيقات صورت‌گرفته كه به صورت مقاله انتشار يافته‌اند را مي‌توان، تنها مستندات بررسي پديده اعتياد براي محققان و تحليل‌گران اجتماعي در ايلام دانست. 
    ‌نتايج اين معدود پژوهش‌ها، نشان‌دهنده چه چيزي است؟ 
    آنچه در تحقيقات انجام‌گرفته مي‌بينيم، اين است كه اغلب معتادان، مجرد، بيكار، كم‌سواد، شهرنشين، جوان، مرد و... هستند. به طوري كه نتايج يك فراتحليل انجام‌گرفته در اين زمينه نشان مي‌دهد كه ميانگين سني افراد معتاد 5/24سال بوده است يعني تقريبا همان ميانگين سني افراد خودكشي‌كننده در استان. تنها شش‌درصد از افراد معتاد، داراي تحصيلات دانشگاهي بوده‌اند. البته نبايد اين استنباط را داشت كه اعتياد، آسيبي است مخصوص افراد كم‌سواد، چرا كه اين تحقيقات در ميان معتادان زنداني يا در مراكز بازپروري و اقامتي صورت گرفته است و طبيعتا افراد تحصيلكرده و دانشگاهي كمتر پايشان به اين جاها باز مي‌شود. مي‌توانيم بگوييم افرادي كه به طبقات پايين جامعه تعلق دارند بيشتر در معرض آسيبي چون اعتياد قرار دارند و نتايج تحقيقات نيز همين را به ما نشان مي‌دهد؛ به طوري كه بر اساس نتايج پژوهشي ديگر، 7/53 از معتادان داراي پايگاه اقتصادي- اجتماعي پايين بوده‌اند اما نمي‌توان با قاطعيت گفت كه اعتياد، آسيب طبقات بالاي جامعه نيست، چرا كه همان بحثي كه در جرايم يقه‌سفيدان مطرح مي‌شود، در بحث اعتياد طبقات بالا نيز مطرح است و معتاد بودن افراد متعلق به طبقات بالا، كمتر به چشم مي‌آيد و متاسفانه چون نتايج تحقيقات ما از نمونه‌هايی اخذشده است كه در مراكزي خاص قرار دارند، بنابراين نتايج تحقيقات اعتياد، طبقات پايين را نشانه گرفته است و طبقات بالا در اين دسته تحقيقات غايب هستند. 
    ‌چه عواملي در گرايش به مصرف مواد مخدر در ايلام تاثير‌گذار بوده‌اند؟ 
    آنچه تاكنون از برآيند تحقيقاتي كه در ايلام صورت گرفته، حاصل مي‌شود آن است كه آن عاملي كه بيشترين تاثير بر گرايش به مواد مخدر در ايلام داشته، نابساماني و به هم‌ريختگي نظام خانواده بوده است؛ به طوري كه اندازه اثر اين متغير 77درصد بوده است. اگر اين نابساماني خانواده را در شاخص‌هايي چون عدم پيوستگي، دلبستگي و همكاري در درون خانواده، فقدان همدلي و همفكري و وجود اختلافات بين والدين و احساس تبعيض در درون خانواده، شيوه سرپرستي و اقتدار، پايگاه اقتصادي و اجتماعي آن و زمينه خانوادگي اعتياد را ببينیم آن‌گاه بايد به اين سوال اساسي پاسخ داده شود كه ريشه اصلي اين نابساماني در درون خانواده چيست؟ چرا صميميت در بين اعضاي اين‌گونه از خانواده‌ها نيست؟ چرا نظارت در اين دست خانواده‌ها كم شده؟ به چه دلايلي خانواده با آشفتگي و گسيختگي مواجه شده است؟ چرا افراد خانواده احساس رضايت پاييني از زندگي دارند؟ و خيلي چراهاي ديگر. به نظرم شايد بتوان گفت يكي از ريشه‌هاي اساسي اين ازهم‌پاشيدگي را در محروميت شديد اقتصادي، وجود بيكاري و فقر اقتصادي حاكم در ايلام ديد كه هر خانواده‌اي با داشتن چند نفر بيكار نمي‌تواند آن تعادل لازم را در درون خود حفظ كند و اين مساله ما را به سمت عامل دومي تحت عنوان پايگاه اقتصادي - اجتماعي پايين افراد مي‌كشاند. نتايج تحقيقات در ايلام نيز به ما نشان مي‌دهد كه 5/64درصد معتادان را افراد بيكار تشكيل داده‌اند. 
    ‌به غير از عوامل فوق آيا عامل ديگري در گرايش به اعتياد موثر بوده است؟ 
    اگر از عامل خانوادگي بگذريم آن گاه نوبت به مساله دوستان مي‌رسد. اغلب افراد معتاد، داراي دوستان معتاد هستند. بر اساس نتايج يك پژوهش، 90درصد از معتادان به مواد مخدر، دوستان خود را صميمي‌تر از والدين خود دانسته‌اند و 95درصد دوستان آنها هم، معتاد بوده‌اند. 9/57درصد از آنها داراي دوستاني صميمي بوده‌اند كه توسط پليس دستگير شده‌اند و 1/42درصد از دوستان صميمي آنها، تجربه رفتن به زندان داشته‌اند و 6/52درصد از آنها هم گفته‌اند كه تجربه اولين مصرف آنها در جمع دوستان بوده است. اين داده‌ها به ما نشان مي‌دهد فرد كه وارد سن نوجواني مي‌شود به دوستانش گرايش پيدا مي‌كند و اغلب معتادان از طريق دوستان و حضور در جمع آنان معتاد شده‌اند. عوامل ديگري چون وجود كنجكاوي يا قصد لذت‌جويي و كسب تجربه در نوجوانان و جوانان، در دسترس بودن مواد، احساس رضايت پايين از زندگي، وجود نابرابر‌ي‌هاي اقتصادي و شكاف طبقاتي، شكست‌هاي زندگي و غيره بوده كه افراد را به سمت مصرف مواد مخدر سوق داده است. 
    ‌كمبود امكانات تفريحي در ايلام تا چه اندازه بر گرايش به مواد مخدر تاثير‌گذار بوده است؟ 
    ايلام شهري است كه يك شهربازي دارد و آن هم، چندين سال است كه تعطيل شده، يك سينماي قديمي دارد كه ميزان مراجعه به آن نشان مي‌دهد كه با استقبال جوانان روبه‌رو نشده است، در ايلام چيزي به نام فرهنگسرا وجود ندارد، موزه هم به موزه سپرده شده است و فقدان خيلي ديگر از امكانات تفريحي. در شهرستان‌ها هم كه وضعيت بدتر از مركز استان است. همين مسايل خود بر ميزان افسردگي و احساس نااميدي تاثيرگذار است و شايد يكي از دلايل ميزان پايين احساس شادي و گرايش به انزواطلبي، اعتياد، خودكشي و غيره را همين كمبود امكانات تفريحي براي گذران اوقات فراغت در استان دانست. 
    ‌سابقا معضل اعتياد كم در ايلام ديده مي‌شد، به نظرتان چه چيزي باعث شد كه اين‌گونه فراگير شود؟ 
    شايد بتوان گفت علت اصلي اين نابساماني اجتماعي در ايلام، مساله گذاري است كه ايلام با آن روبه‌رو شده است.‌گذاري كه در آن افراد به گونه‌اي سريع با زندگي مدرن روبه‌رو شدند اما از ارزش‌ها و هنجارهاي زندگي ايلي و عشايري جدا نشدند. افزايش سريع جمعيت جوان استان و تغييرات اجتماعي سريعي كه رخ داد باعث به‌هم‌ريختگي نظام ارزشي - هنجاري شد؛ به طوري كه آن هنجارهاي اجتماعي گذشته، قدرت محدودكنندگي پديده اعتياد را ندارند. ايلام در دهه 40، به تعداد انگشتان دو دست معتاد نداشت به طوري كه در پسوند هر كدام از آن افراد، ترياكي يا شيره‌اي بود. در طول دهه 60 با مساله جنگ و مهاجرت روبه‌رو شد. ايلام در دهه 70 نيز، مراكز شهري‌اش با مهاجرت گسترده‌ از روستا به شهر و از شهرهاي كوچك به بزرگ مواجه شد و متعاقب آن نيز نظام محله‌اي كه نقش كنترل‌كنندگي زيادي را بر عهده داشت، فرو ريخت و اينك از آن محله‌هاي قديمي، فقط نامي به يادگار مانده است. اين نابساماني به دل محله‌ها نيز سرايت كرد و آنها را نيز به هم‌ريخت. نهاد خانواده، مدرسه و رسانه‌ها هم پا به‌ پاي اين تغييرات و آگاه‌سازي حركت نكردند و نتوانستند بحث جامعه‌پذيري را به خوبي نهادينه كنند و امروز مي‌بينيم كه پديده‌اي چون اعتياد فراگير شده است؛ به طوري كه بنابر آمارهاي نيروي انتظامي هر ساله نسبت به سال گذشته با افزايش بيش از 50درصدي كشفيات مواد مخدر در استان مواجه هستيم. به معناي ديگر هر روز بر تقاضا براي دريافت مواد مخدر افزوده مي‌شود و تلاش‌هاي فراوان پليس و دستگاه انتظامي در اين زمينه، نتوانسته از ورود حجم فراوان اين مواد به داخل استان جلوگيري زيادي به عمل آورد. 
نظرات ارسال نظر
عمر سایت: 14سال و 17ماه و 1روز