نگاه داریوش مهرجویی به استان­ها همچون دیگر پایتخت­نشینان، نگاه مرکز – پیرامونی است

جامعه شناس ایلامی گفت: فیلم «بمانی» واقعیت­های استان ایلام را بازنمایی نمی­کند و برخی صحنه­های فیلم بیش­تر به طنز ، تمسخر و تحقیر شبیه هستند چرا که آقای مهرجویی شناخت درست و جامعی از مسأله­ی خودکشی ، زمینه­ها ، ریشه­ها و عوامل آن نداشته و اندک اطلاعاتی هم که داشته روزآمد نبوده است.

علی موسی نژاد در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه­ی ایلام، اظهار کرد :رویکردهای گوناگونی در باب مسائل اجتماعی و چگونگی تجزیه و تحلیل آنها وجود دارد که عمدتاً غیر علمی هستند.

وی ضمن اشاره به اینکه امروزه مسائل اجتماعی بر اساس رویکردهای علمی مورد بررسی قرار می­گیرند، و از منطق خاص خودشان تبعیت می­کنند، افزود: یکی از مهم­ترین ویژگی­های مسائل اجتماعی زمانمندی و تاریخی بودن آن‌هاست، به این معنا که این مسائل از بدو شکل­گیری نطفه­ تا زمان شکوفائی­شان، دوره­ی زمانی را طی می­کنند و به تعبیر دیگر خلق­الساعه نیستند.

عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد ایلام چند عاملی بودن را از دیگر ویژگی­های مسائل اجتماعی دانست و گفت این ویژگی به این مفهوم است ، که مسائل اجتماعی ریشه­ها و علل متعدد و متنوعی دارند.

موسی نژاد در ادامه دیگر ویژگی مسائل اجتماعی را  ساختاری بودن آن‌ها عنوان کرد و در تبیین این ویژگی گفت: این مسائل از آرایش و چیدمان خاص نهادها در سطوح ملی و فرو ملی ناشی می­شوند و از عوامل بین­المللی نیز تأثیر می­پذیرند.

این پژوهشگر مسائل اجتماعی عنوان کرد: یکی از دیدگاه­هایی که می­تواند به تبیین مسائل اجتماعی در جامعه­ی ما کمک کند، نظریه­ی «آنومی نهادی » است. بر اساس این نظریه در هر جامعه چنانچه یکی از نهادهای چهارگانه­ی مذهب، اقتصاد، سیاست و خانواده بر دیگر نهادها مسلط شود، استقلال نسبی­شان را سلب نموده و معیارهای خاص خود را بر آن­ها تحمیل کرده و آن­ها را از ایفای کارکردهایشان بازمی­دارد و از این طریق، نوع و شکل آسیب‌های اجتماعی را تحت­الشعاع قرار می­دهد.

وی تأکید کرد: به عنوان مثال در استان ایلام که نظام خانواده و خویشاوندی بر دیگر نهادها مسلط است؛ شاهد پدیده­هایی مانند خویشاوند سالاری، قبیله­گرائی، نزاع­های خویشاوندی، قتل­های شرافتی، تخلف در انتخابات و مواردی از این قبیل هستیم.

این مدّرس دانشگاه اظهار کرد: در سطح کلان (ملی) هم با آنومی نهادی مواجه هستیم و به همین دلیل اکثر نهادهای مذکور فاقد استقلال نسبی لازم در عرصه­ی فعالیت­های خودشان هستند و بر این اساس، ایدئولوژی­های خاصی بر روند سیاست­گذاری­ها و برنامه­ریزی­ها حاکم می­شود.

عضوهیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی با بیان اینکه حاکمیت ایدئولوژی­های سیاسی، قومیتی، جنسیتی و ...، گسست­ها و تضادهای متعددی را ایجاد کرده، گفت: امروزه در کشور ما نهاد سیاست، معیارهای فعالیت و برنامه­ریزی در بخش­های دیگر را تعیین می­کند. به عنوان نمونه در دانشگاه­ها و مراکز آموزش عالی کشور؛ انتخاب­ها، انتصاب­ها و ارزیابی­ها طبق معیارهای مقبول و مورد نظر نهاد سیاست انجام می­پذیرد و توجه چندانی به معیارهای علمی نمی­شود. در نتیجه، در سال­های اخیر شاهد جلوگیری از ورود افراد نخبه و توانا به دانشگاه­ها و اخراج آن­ها و بالاخره، موج گسترده­ی فرار مغزها به خارج از کشور و از استان ایلام به سوی استان­های دیگر بوده­ایم.

موسی­نژاد تأکید کرد: ترکیب و چیدمان نهادی جامعه طبیعتاً بر ماهیت و شکل و شیوه­ی تعریف مسائل اجتماعی، و برنامه­ریزی در راستای کنترل و کاهش آن‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد. بر اساس معیارهای علمی، دانشگاه­ها و دانشگاهیان قادر و موظف­اند مسائل اجتماعی را ریشه­یابی و تجزیه و تحلیل کرده و به مسئولین راهکار و پیشنهاد بدهند اما در کشور ما قضیه برعکس است و مدیران و مسئولان تلاش می­کنند تعریف خاص خود را از مسائل اجتماعی بر مراکز علمی تحمیل نمایند.

این مدّرس جامعه­شناسی با بیان اینکه در بررسی مسائل اجتماعی، نگاه سیاسی و بوروکراتیک که معمولا نگاهی غیر علمی و تقلیل گرایانه می باشد غالب است خاطرنشان کرد: شیوه­ی برخورد استانداران قبلی و فعلی استان ایلام با موضوع خودکشی در این چارچوب قابل بررسی است.

عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد ایلام ادامه داد: در شکل­گیری مسائل اجتماعی از قبیل خودکشی دو دسته عوامل یعنی؛ عوامل زمینه­ساز یا عوامل بعید و عوامل شکوفا کننده یا عوامل قریب دخیل هستند و با یک نگاه علمی و جامع باید هر دو دسته را مورد توجه قرار دهد.

این جامعه شناس خودکشی پژوه ضمن تأکید بر این نکته که افزایش و کاهش خودکشی در استان ایلام متأثر از دو دسته عوامل ساختاریِ تاریخی بلندمدت و عوامل مقطعی و کوتاه مدت است؛ ادامه داد: در همین راستا اظهار نظرآقای مهرجویی که گفته است نمایش فیلم  «بمانی» موجب کاهش خودکشی در ایلام شده، جای تأمل دارد.

موسی نژاد با اشاره به اینکه فیلم «بمانی» واقعیت­های استان ایلام را بازنمایی نمی­کند و برخی صحنه­های فیلم بیش­تر به طنز و، تمسخر و تحقیر شبیه هستند، اظهار کرد: « بمانی» اگر هدفش نشان دادن وضع موجود استان باشد؛ فیلم موفقی نیست چرا که آقای مهرجویی شناخت درست و جامعی از خرده فرهنگ‌های موجود در استان ایلام و مسأله­ی خودکشی و زمینه­ها ، ریشه­ها و عوامل آن نداشته و اندک اطلاعاتی هم که داشته روزآمد نبوده است. افزون بر آن، وضعیت خودکشی در سال­های پس از اکران فیلم بمانی اعتبار درک و دریافت آقای مهرجوئی از مسائل استان ایلام را تأیید نمی­کند.

عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد ایلام ادامه داد: اگر هدف فیلم « بمانی» مصونیت بخشیدن به مخاطب در مقابل خودکشی بوده که البته اظهارات آقای مهرجویی و دکتر خرازی­ها(مدیر گروه سلامت روان دانشگاه علوم پزشکی تهران) نشان می­دهد که یکی از اهداف فیلم همین بوده؛ در این صورت هم سئوال این است که آیا این فیلم توانسته است زمینه­ها و عوامل متعدد و متنوع خودکشی؛ همچون بی­کاری، فقر، محرومیت، یأس و افسردگی اجتماعی، تبعیض­های گسترده، شکاف نسل­ها، تضاد ارزش­ها، مشکلات هویتی، جهانی شدن و ... را در یک آن از بین ببرد یا راهکارها و مهارت­هایی را جهت مقابله با آن‌ها تجویز و توصیه کند.

مدّرس جامعه­شناسی اظهار کرد: به فرض محال حتی اگر بپذیریم که عوامل اصلی خودکشی در ایلام همان چیزهایی است که آقای مهرجویی در فیلمش نشان داده؛ آیا به این سرعت و سهولت می­توان آن عوامل را کنترل کرد و از تأثیرشان بر خودکشی کاست.

اين محقّق علوم اجتماعي معتقد است: آقای مهرجویی بار زیادی را بر دوش فیلمش گذاشته و انتظار بیش از حدی از این فیلم داشته است در حالی که «فیلم­درمانی» مورد نظر آقای مهرجویی، پروژه­ی موفقی نبوده است. البته فیلم­درمانی دیدگاه تازه­ای در دنیا نیست و در همه کشورها اعم از صنعتی و غیر صنعتی استفاده از فیلم­ها و برنامه­های مفرّح تلویزیونی به منظور تقویت روحیه­ی نشاط در مخاطبان، سابقه­ای طولانی دارد و عمدتاً در تحقیقات آزمایشی و در مورد گروه­های کوچک و کم­جمعیت که انجام تحقیق در موردشان امکان­پذیر است، مورد استفاده قرار می­گیرد.

موسی نژاد در خصوص این ادعای مهرجویی که اکران فیلم بمانی موجب کاهش آمار خودکشی شده،  اظهار کرد: اولاً آمار خودکشی در استان ایلام در دهه­ی 80 به طور کلی افزایش یافته، ثانیاً افرادی که در معرض خودکشی بوده­اند، فیلم بمانی را ندیده­اند چرا که فیلم بمانی هیچ­گاه در ایلام اکران نشد، ثالثاً این ادعا که نمایش آن فیلم موجب کاهش خودکشی شده بی­پایه و غیر علمی است چرا که تحقیقی در باره اثرگذاری فیلم بر مخاطبان انجام نشده و این، صرفاً پنداشته­ی آقای مهرجویی و انتظار او از فیلمش است لذا طرح این ادعا از سوی آقای مهرجویی عجیب است و از آقای خرازی­ها به عنوان یک متخصص در این حوزه، عجیب­تر.

وی با اشاره به این‌ که مهم­تر از ادعای این آقایان، نگاهی است که در پسِ فیلم و همچنین اظهارات آن­ها به چشم می­خورد  که نگاهی از بالا به پایین و مرکز – پیرامونی است که البته در اکثر پایتخت­نشینان مشاهده می­شود، تصریح کرد: آقای مهرجویی در زمان ساخت فیلمش، آنچنان خود را مسلط بر موضوع و آشنا به اوضاع و شرایط و ویژگی­ها و مشکلات استان ایلام پنداشت که نسبت به هر گونه مشاوره و استفاده از صاحب­نظران ایلامی احساس بی­نیازی کرد و حتی بدتر اینکه، با نابالغ و فاقد صلاحیت تلقی کردن صاحب­نظران ایلامی در شناخت مسائل خودشان، از آن­ها هیچ کمک فکری دریافت نکرد.

این جامعه شناس خودکشی پژوه  با بیان اینکه این فیلم  نگاهی ناقص، تقلیل­گرایانه و تعصب­آلود نسبت به مردم ایلام و مسأله­ی خودکشی داشته، تصریح کرد: این نگاه نادرست، زیربنای تفکرات استانداران قبلی و فعلی ایلام درباره­ی خودکشی بوده و هست؛ آقای اعلایی ریشه­ی خودکشی در استان ایلام را ضعف باورهای دینی دانست و بر این اساس، طرح «نسیم رحمت» را  با هزینه­ای هنگفت اجرا کرد و صرفاً برای عده­ای غیربومی شغل ایجاد کرد و بر درآمدشان افزود اما از میزان خودکشی این مردم محروم هیچ نکاست.

وی ادامه داد: اما در مورد اظهارات آقای عباس­زاده (استاندار فعلی ایلام) مبنی بر اینکه با اجرای طرح هدفمندی یارانه­ها؛ تعمیق معرفت عمومی ( که ظاهراً منظور طرح نسیم رحمت است) و اجرای طرح­های محرومیت‌زدایی؛ خودکشی در استان ایلام به میزان قابل توجهی کاهش پیدا کرده؛ چند نکته قابل ذکر است: اولین نکته اینکه  همان­طور که اشاره شد، خودکشی در استان ایلام طی دو دهه­ی اخیر به طور کلی روند صعودی داشته ولی در سال­های 76 و 88  به عنوان دو نقطه­ی عطف در تاریخ کشور، میزان خودکشی به طور کلی کاهش پیدا کرده است.

 موسی­نژاد ادامه داد: اما در مقایسه­ی این دو سال مشخص می­شود که هم به لحاظ تعداد­ اقدام­ها؛ جنس، میزان تحصیلات، وضعیت اشتغال افراد خودکشی­کننده؛ و همچنین از نظر وسایل مورد استفاده و میزان موفقیت در خود­کشی و بالاخره عوامل مؤثر بر خودکشی تفاوت­های چشم­گیری میان این دو سال وجود دارد.  به عنوان نمونه در سال 76 بیش­ترین کاهش در بین گروه سنی 19-15 ساله رخ داده اما در سال 88 بیش­ترین کاهش مربوط به گروه سنی29-25 ساله بوده است.

وی تصریح کرد: در سال­های 76 و 88 شاهد کاهش میزان خودکشی در میان هر دو گروه جنسی بوده­ایم، مع‌هذا میزان کاهش خودکشی مردان در سال 88 بیش از زنان بوده است. در سال 76 میزان خودکشی افراد مشغول به فعالیت­های علمی و فکری؛ یعنی دانشجویان و دانش­آموزان بیش از دیگر گروه­ها کاهش یافت اما در سال 88 بیش­ترین میزان کاهش، مربوط به گروه­های سنی جویای کار یعنی  افراد 34- 25 ساله بوده است.

این جامعه­شناس خودکشی پژوه با بیان اینکه از نظر وضعیت تأهل در سال 76 بیش­ترین میزان کاهش مربوط به افراد مجرد بوده و در سال 88 بیش­تر مربوط به افراد متأهل بوده؛ اضافه کرد: در سال 76 بیش­ترین میزان کاهش مربوط به کارمندان و پس از آن؛ بیکاران بوده است اما در سال 88 بیش­ترین میزان کاهش مربوط به افراد خانه­دار، بیکار و سرباز بوده و بیش­ترین میزان افزایش هم متعلق به دارندگان مشاغل آزاد، کارگران، کارمندان، کشاورزان، دامداران و دانشجویان بوده است.

عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی در ادامه­ی ارزیابی مقایسه­ای خود خاطرنشان کرد: در سال 76 خودکشی­های ناشی از مسائل روحی و روانی کم شده، اما در سال 88 خودکشی­های ناشی از مشکلات روحی و روانی و خانوادگی افزایش یافته است.

موسی نژاد در خصوص نتیجه­ای که از این آمارها می­توان گرفت، گفت: این آمارها نشان می­دهد که هر کس در این کشور حرکت مثبتی کرده و یا وعده­ای داده و مردم را به آینده امیدوار کرده، اثر خوبی بر کاهش خودکشی گذاشته. البته در باره­ی تأثیر طرح یارانه­ها و ادعای آقای استاندار باید گفت وعده­ی این طرح بیش از اجرای آن بر کاهش خودکشی مؤثر بوده است.

وی با بیان اینکه میزان خودکشی در ماه­های پیش از اجرای قانون هدفمندی و نخستین ماه­های واریز یارانه­ها کاهش یافته ولی این طرح در حد یک مسکّن عمل کرده و تأثیرش مقطعی بوده؛ ادامه داد: باید توجه داشت که با آغاز اجرای طرح یارانه­ها میزان تورم، بیکاری و گرانی چنان افزایش یافت که اگر طرح هدفمندی یارانه­ها به طور بالقوه می­توانست اثر چشم­گیر و ماندگاری بر کاهش خودکشی داشته باشد، آن هم خنثی شد.

این جامعه شناس خودکشی پژوه با بیان اینکه استاندار ایلام کاهش خودکشی های موفق را معیار قضاوت خود قرار داده است تصریح کرد: موفقیت در صورتی است که اقدام به خودکشی کاهش یابد.

این پژوهش­گر ایلامی ضمن تأکید بر اجتناب از نگاه تک­عاملی و تقلیل­گرایانه در تحلیل مسائل اجتماعی مانند پدیده­ی خودکشی گفت: تأمل در تاریخ و روند مسأله­ی خودکشی در استان ایلام نشان می­دهد که با آغاز و افزایش فعالیت­های انتخاباتی هم در سال 76 و هم در سال 88  خودکشی کاهش پیدا  کرده و این روند نزولی تا پایان انتخابات تداوم یافته لذا می­توان نتیجه گرفت که  انتخابات و به طور کلی باز شدن فضای سیاسی جامعه بر کاهش خودکشی در استان ایلام مؤثر بوده است.چرا که انتخابات فی نفسه نوعی سرمایه­ی اجتماعی را ایجاد می­کند که به نوبه­ی خود اثری بازدارنده؛ کنترل­کننده و کاهش­دهنده بر خودکشی می­گذارد.

موسی نژاد در خصوص چگونگی تأثیر انتخابات بر کاهش خودکشی با بیان اینکه تحقیقات انجام گرفته در بسیاری از کشورها اعم از توسعه­یافته و در حال توسعه، اثر کاهنده­ی سرمایه­ی اجتماعی را بر آسیب­های اجتماعی تأیید کرده است. تصریح کرد: سرمایه­ی اجتماعی در کشور ما بر اثر رفتارهای نادرست مسئولان دولتی و سیاست­ها و برنامه­های غیرکارشناسانه به شدت دچار فرسایش شده است و به تبع آن، نشاط اجتماعی در جامعه کم­رنگ شده است.

وی در پایان تاکید کرد: مسأله­ی خودکشی، نتیجه­ی تعامل و ترکیب خاص عوامل فراوان در سطوح مختلف است و عوامل اجتماعی هنگامی که با یکدیگر مصادف شوند، میزان و مکانیسم اثرگذاری­شان بر مسائل اجتماعی دچار تفاوت می­شود. لذا در تجزیه و تحلیل عوارض و اثرات­شان باید آن­ها را  به طور هم‌زمان و در تعامل با هم در نظر گرفت نه به صورت مجزا از هم. چرا که تفکیک میزان تأثیرگذاری آ­ن­ها صرفاً امری تحلیلی است و جدا کردن اثرات آن‌ها عملاً غیر ممکن است.

نظرات ارسال نظر
عمر سایت: 15سال و 14ماه و 3روز