شعری از عبدالجبار کاکایی شاعر نامور ایلامی

عبدالجبار کاکایی

کی بود کی بود از اول ، روز و شبو جدا کرد

ماه و ستاره ها رو تو آسمون رها کرد

کی بود رو شونه ی کوه ترمه ی توری انداخت

از دل ابر تیره برف بلوری انداخت

کی بود کی بود از اول خاک زمین ُ گل کرد

این برهوت خشکُ دوزخ اهل دل کرد

کی بود که آسمونو تو چشم آدما ریخت

به گنبد بلندش ، ستاره ها رو آویخت

کی بود کی بود از اول تو دریا کشتی انداخت

تو چار دیوار دنیا مرغ بهشتی انداخت

کی بود که آدما رو از آسمون رها کرد

بال فرشته ها رو از تنشون جدا کرد

ستاره آی ستاره ، شب زمین سیاهه

چراغ آسمون شو تا فردا خیلی راهه

ما که اسیر شهر آهن و سنگ و دودیم

کاشکی همه بدونیم یه روز فرشته بودیم

عمر سایت: 16سال و 13ماه و 11روز