یک‌شنبه 17 آذر 1398

هیولای خشکسالی کشور را خواهد بلعید!

آب مايه حيات موجودات و تداوم بخش زندگي و عامل پيدايش اجتماعات و تمدن بشر است. از 1650 ميليون كيلومتر مربع آب موجود در كره زمين فقط 3 درصد آن شيرين و از آن تنها 22درصد در دسترس است.

از قرن گذشته بر اثر افزايش جمعيت و بالا رفتن استاندارد زندگي، رشد اقتصادي، پيشرفت‌هاي صنعتي و توسعه كشاورزي مصرف آب رو به فزوني گذاشته و بهره‌برداري از منابع آب جهان هفت و مصارف صنعتي 30 برابر شده است، در نتيجه تقاضا براي آب، سالانه 3.2 درصد افزايش يافته است . از سوي ديگر تغيرات اقليمي و بالا رفتن دماي شبانه و افزايش گازهاي گلخانه‌اي كه عمدتا ناشي از افزايش مصرف انرژي‌هاي فسيلي است موجب تغيير در نوع بارش از برف به باران و رگبارهاي شديد شده كه به صورت سيلاب از دسترس خارج مي‌شوند. سطوح برف‌گير ارتفاعات به ارتفاع بالاتري رفته و حجم برف انبارها به طور چشمگيري كاهش يافته‌اند و يخچال‌ها يكي پس از ديگري ذوب مي‌شوند.

دركشور ايران به جز در نواحي شمالي و برخي از نواحي غربي كه رودخانه‌ها نقش مهمي در رفع نيازهاي آبي برعهده دارند، در بقيه نقاط آب‌هاي زيرزميني تامين كننده اصلي نيازها هستند. براساس گزارش‌هاي مختلف موجود، منابع آب زيرزميني سالانه با حدود 5.5 ميليارد متر مكعب كسري آب مواجه است كه دلالت بر برداشت‌هاي بي‌رويه وعدم تعادل بين ميزان تغذيه و برداشت آب دارد.

 بررسي روند تغييرات شاخص سرانه منابع تجديدپذير نيز حاكي از آن است كه اين شاخص در چند دهه گذشته به شدت كاهش يافته است به طوري كه مقداري اين شاخص از 5500متر مكعب سالانه به ازاي هر نفر، در سال 1340 به 2100متر مكعب در سال 1376 تقليل يافته است و پيش‌بيني مي‌شود كه تا سال 1400 به سرانه‌اي كمتر از 1300متر مكعب برسد.

طبق نظر متخصصين، كشورهايي با سرانه منابع آب تجديدپذير كمتر از 1700متر مكعب درسال با تنش‌هاي نسبتا شديد كمي آب روبرو هستند. بنابراين چنانچه سياست‌گذاري‌هاي صحيحي در ارتباط با مديريت منابع آب انجام نپذيرد به زودي كشور ايران هم در زمره كشورهايي در خواهد آمد كه به لحاظ كمي دچار بحران شديد آب مي‌باشند. هرچند که زنگ خطر در کشورمان به صدا درآمده و در چند شهر در وضعیت بحرانی قرار دارد.

در بحث كيفيت آب نيز بخش نسبتا قابل توجهي ازمنابع آب ايران به طور طبيعي در طبقه‌بندي آب‌هاي شور و لب شور قرار مي‌گيرند و اين امر كاربري‌هاي مستقيم اين گونه منابع را محدود مي‌سازد. به علاوه در اثر آلودگي‌ها و همچنين برداشت‌هاي بي‌رويه، كيفيت منابع آب كشور طي چند دهه اخير بسيار تنزل يافته است به نحوي كه در بسياري از دشت‌ها، منابع زيرزميني آب‌هاي شيرين به علت افزايش غلظت املاح ، تغيير كيفيت داده و به آب‌هاي لب شور و يا شور تبديل شده‌اند.

پس با توجه به چالش‌هايي از قبيل محدوديت منابع آب شيرين افزايش جمعيت و نرخ فزاينده سرانه مصرف آب كه تنش‌هاي كمي و كيفي را به دنبال داشته است و همچنين با توجه به فرصت‌هايي از قبيل وجود منابع وسيعي از آب‌هاي شور و لب‌شور در كشور، لزوم برنامه‌ريزي به منظور بهره‌برداري اصولي از اين منابع نامتعارف به خوبي آشكار می‌شود.

چنان چه امروز مشكلات و مسائل آب در مقياس محلي مطرح است در آينده اين مشكلات در مقياس ملي، منطقه‌اي و حتي جهاني بروز مي‌كند و در نتيجه حفظ صلح، امنيت غذايي و توسعه پايدار به خطر خواهد افتاد بخصوص اين خطر كشورهاي درحال توسعه را زودتر تهديد خواهد كرد و چنانچه راهكارهاي سنجيده و آگاهانه و مبتني بر جامع فكري براي مديريت آب تدارک ديده نشود و تصميمات خلق‌الساعه و بدون كاركارشناسي ادامه يابد كشورها نيز از اين رويداد در امان نخواهد بود.

بنابراین باید تا فرصت هست يک نهاد ويژه زير نظر بلندترين مقام اجرائي دولت تشكيل شود و با توان‌سنجي و آمايش سرزمين امكانات بالقوه وبالفعل مملكت را مورد ارزيابي و بررسي قرار دهند و براساس آن كشاورزي كه مصرف كننده بيش از90 درصدآب كشور است را سامان بخشد و نظام دامداري، مديريت صنايع و سكونت گاهي را سامان دهد و حاكميت، نخبگان، روشن فكران، اشخاص مرجع و همچنين توده مردم را نسبت به اهميت اين مسئله واقف نمايد و الا هيولاي خشكسالي كشور راخواهد بلعيد و ایران را سراسر بیابانی خواهد کرد.

عبدالرضا محمدی – کارشناس ارشد بیابان زدایی

نظرات ارسال نظر