سايت خبري | مقالات | درد دل‌ها | گالري تصاوير | موسیقی | ويديو  |خدمات‌شهری | كاغذ ديواري‌ | دانش‌نامه آزاد | تبليغات

 

 

 
جمعه ۷ خرداد ۱۳۹۵
۲۷ می ۲۰۱۶   
 

 
 

گزارشات تصويري | تصاوير ارسالي كاربران| ارسال تصویر | وبلاگ‌‌ها| ارسال مطلب| ارسال خبر | ارتباط با ما

 
 
 

نمايش تصوير ديگر

    ارسال به پست الكترونيك نسخه آماده چاپ
 عنوان مقاله:  درباره مولا امام زمان (عج)

بسم اله الرحمن الرحيم "والعصر ان انسان لفي خسر "

 اين آن لحظه ايست كه ما در خسرانيم ،چه مومن ،چه كافر ، چه خوب ، چه بد چه و چه وچه . . . . . . . ، كه از آن جمال بي مثال و آفتاب وصال بدوريم و محروم ، ماييم كه در صحراي بي آب و علف دنيا ، غريب و بي كس فتاده ايم و دست غفلت بدل نهاده، هر كس سويي فتاده .

افسوس و هزاران آه جانسوز ، كه خود نمي دانيم از چه منبع فيضي محروميم و گرفتار بيماري غفلت ، و همه و همه در خسران جبران ناپذيريم كه اين ايام فراق ايام بي حاصلي است و به قول شاعر : اوقات خوش آن بود كه با دوست به سر شد باقي همه بي حاصلي و بي خبري بود همه در خسران و بي حاصلي و بي خبري هستيم در طبقات و سنخيات مختلف يكي به ماديات ، ديگري با ملك و زمين و مال ، سه ديگر با منال و ميراث و عيال ، و آن ديگري به نماز و تقوا و دستار و اين يكي به كفر و ناسزايي و شهوات واين همان " اكثرهم لا يومنون " و " اكثرهم لا يعلمون " و هزاران"اكثرهم " ديگر قران ، و مگر نه اين است كه ما نيز جزيي از آن " اكثرهم " هستيم .

و من در اين وادي كثرت نفي ها بخود ميگويم : ما بدان مقصد عالي نتوانيم رسيد هم مگر پيش نهد لطف شما گامي چند و لياقت خود را بهتر از اين وصف نتوانم كرد كه : اي مگس عرصه سيمرغ نه جولانگه توست عرض خود ميبري و زحمت ما مي داري من كه خود ميدانم و خداي دانايان ، كه در چه خسراني هستم و سر فرو برده وادي وصالم كه از چه مهلكهء خسراني بيرون آمدم ومن ميدانم كه انسان شدن در اين عصر لجن و پيشرفت و تكنولوژي ، و نزد اين انسان پيشرفته مرموز كثيف و حيله گر واين پايي كه در گل خسران گير كرده ، محال است . اين همان انساني است كه به رنگ و آب وخال و خط خسران اراسته شده است . و اما در اين وادي سرگرداني و دلواپسي ، غربت و بي كسي ،كسالت و تكرار ، بيم وياس ونااميدي ، در اين سراي بي كسي ، كه كسي به در نمي زند، ودر اين زمستان سرد ، كه سقف آسمان كوتاه شده وهوا و فضا دل تنگ شده ، و همه به اكراه دست دوستي و يكرنگي و ...... از بغل بيرون مي آورند و در اين شب ظلماني كه جز پيش پا را ديد ، نتوان . تكيه اميدي هست ، كران آرامشي هست ، كس خبر كننده اي هست ، بهار خوش و خرمي هست ، دست بت شكني از تبار ابراهيمي هست ، وفجر صادقي هست ، نور اميدي هست كه صبح هاي كاذب را در هم مي شكند وشب ظلماني را مي برد . و امروز همه اميدوار ، همه و همه ، نااميد و بااميد ، متقي وكناهكار ، مومن و كافر ، درستكار وبدكار ، متحجر و مدرنيسم ، پيشرفته وجهان سوم ، وامروز بيشتر از هر زمان ديگر كمبود آفتاب وجودت ، در شب لبريزي طاقات احساس مي شود امروز دو جهان پيشرفته و عقب افتاده به يك تفاهم مبارك از دو راه متفاوت رسيده اند و آن كمبود منجي مقدس برتر است .

و خواهد آمد آنكه شفيع بلا واسطه درگاه غافر است و افسوس كه آمدنش چون قبر مادرش نامعلوم . چه آمدن با شكوهي كه من افتاده در منجلاب ، كه بوي تعفنم خودم را نيز آزار ميدهد ، اميدوار . چه آمدن به موقعي ، كه انسانهاي افتاده در عصر مدرنيسم ، سخت به كشفش نيازمند ، وچه آمدن كيميا واري كه انسانهاي ماشيني مسخ شده ،در وادي خسران و زيانكاري ، نيك نيازمند تعمير و برگرداندن به عهد بوق وحجر، عهد صفا و يكرنگي ، عهد وفا و پيمان ، عهد صلح و ديگر خواهي ، نفي خودپسندي ، عهد نوع دوستي و بشريت دوستي ، كه : " بني آدم اعضا يكديگرند كه در آفرينش ز يك گوهرند چو عضوي بدرد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار وچه آمدن آرامش بخشي كه"الا الذين آمنو و عملو الصالحات و تواصو باالحق و تواصو باالصبر " در ميان اين عصر لجن و انسانهاي پيشرفته بي دين و قيد ويا متحجر زبان نفهم ، با داروي صبر و تمسك به حق ، وصالت را به شيريني دكان حلوايي لمس خواهند كرد كه ديگر كار از چشيدن گذشته است از بس تلخكامي به دهن كه چه عرض كنم از سر هم بالاتر زده . امروز همه چهره ها گرد آلود ياس و نااميدي اند ، گيجي و سرگشتگي ، رداي نازيباي تن انسانهاست ، تنفر از هم نوع و پناه بردن به حيوان براي همدم و همراهي ، نشانه تنهايي آشكار انسانهاست .

امروز بيش از هر زمان ديگر انسانها نيازمند آب حيوانند ، بيش از هر زمان ديگر نيازمند وجود خضر مانند تو براي رسيدن به آب زلال حياتند . امروز بيش از هر زمان ديگر ، نيازمند آب زلال و گواراي دوستي و محبتيم ، نيازمند سخنان سحر آميز و جان بخشيم ، نيازمند سنگ صبور گله مندي هاي روزمره زندگي مانيم . نيازمند انسان خدا گونه ايم ، نازمند دست بت شكن ابراهيميم ، نيازمند دست مشعشع موسي ايم ، نيازمند نفس مسيحايي عيسي ايم ، نيازمند زبان حقگوي عيسي ايم ، نيازمند و تشنه تر و مستسقي تر شبه محمديم ، تشنه " خلق العظيم " گونه محمديم ، نيازمند اسوه زنده حسنه ايم ، نيازمند انسان كامل كننده اخلاقيم و در يك كلام نيازمند كامل كننده ال محمديم . واين شرح حال من بود و اما تو ........ واما تو بايد بيايي كه از جنس نوري و منتظر ظهور ، بايد بيايي كه تويي تفسير عشقهاي ناتمامم ، وتويي گره گشاي عقده هاي ناگشوده ام ، و تويي جولانگاه عشق سرگشته ام ، و تويي خواننده دفتر سينه ناگشوده ام ، و تويي بخشايشگر گناه نابخشوده ام ، و تويي آن دريايي كه منم قطره وامانده از او ، كه چركين گشته ام : تو با مني ام من از خودم دورم چو قطره از دريا من از تو مهجورم اما،مايه ي اميد اين است كه دريا بديها را در خود حل مي كند و تنها تويي، كه تو مانده اي و مسخ نشده اي تنا تويي كه عيارت كم نشده ، تو مانده اي كه معيار تمام انسانيت باشي ، و تو مانده اي كه اميد بماند ، وتومانده اي كه بن بست نابود شود . و تو بمان كه اين من و منم ها ارزش ماندن ندارند ، و تو بمان و سكان عشق را هدايت كن ، و اميد انسان مدرن سرگشته باش ، و تو بمان و تو بمان و تو بمان ..........................................

 


نگارنده: بهزاد اويسي مقاله از گروه : فرهنگي، هنري
تاريخ انتشار:  6/10/1386 دفعات مشاهده : 26011
 رتبه مقاله:      تعداد راي: 219           امتياز کلی مقاله: 818  

 

گفته اند:

كاري كه انجام مي دهيد اهميتي ندارد مهم نحوه انجام آن است.
هيويراتر

 

نمايش تبليغ ديگر

 
نام كاربري:
 
كلمه عبور:                 
 
 

 

 ۲۹۰۶۲۳۹۵ مشاهده از 28 فروردين 1384 | صفحه جاری  ۲۲۲۷۳ مشاهده | امروز  ۳۲۷۳ مشاهده

نقش آوران ایلام امروز

    تمامي حقوق اين سايت براي شركت نقش آوران ايلام امروز محفوظ است. مسئوليت مطالب نگاشته شده به عهده نويسندگان آنها مي باشد.

Managed With Chavir CMS

آخرين به روز رساني:  جمعه ۷ خرداد ۱۳۹۵ | زمان بارگزاري صفحه:  0/0664 ثانيه